فرهنگ کُردی

موقعیت تاریخی و جغرافی قلعه دمدم

قلعه تاریخی دمدم / تهیه کننده: علی میلان

مشخصات جغرافیایی قلعه دمدم (Kela Dim Dim) :

قلعه دمدم از بناهای قبل از اسلام و برگ زرینی از تاریخ و دلاوری های مردم کرد در حفظ مرزهای ایران است و قدمت آن بر اساس بعضی از منابع به دوره ی سامانیان می رسد ، این قلعه که بر سر راه مهاباد به ارومیه در کنار قریه ی بالانج یا بالانش قرار دارد ، به مرور زمان فرو ریخته است و اکنون فقط بقایای اندکی از آن پابرجاست. بنا شامل راه زیرزمینی با دیوار آجری است و تنها قلعه شمالی و بخشی از دیواره ی جنوبی آن باقی مانده است. موقعیت جغرافیایی قلعه طوری است که در مسیر آثار تمدنی و باستانی تپه حسنلو ، سنگ نوشته کله شین ، مقبره فره ورتیش ، قلعه تخت سلیمان و بالاخره آثار تمدنی کرمانشاه قرار دارد.

 

امیرخان لپ زرین Emîr Xanê Lepzêrîn

امیرخان لپ زرین از عشیرت برادوست طبقه کرد است که در زمان شاه عباس فرمانروایی ولایات ارومیه و اشنویه را  بر عهده داشت.

امیر خان مرد شجاع و دلیری بود، وی در جنگی یک دست خود را از دست می دهد و شاه عباس به پاس جان فشانی وی در حفاظت از مرزهای ایران دستور داد دستی از طلا برای وی بسازند و از آن به بعد امیرخان، به خان لپ زرین (خان دست طلا) معروف شد.

زمینه های شورش وبه دنبال آن سرکوب مردم قلعه دمدم :

کنار گذاشتن مذهب تسنن و رسمی کردن مذهب تشیع به فرمان شاه عباس و وخط و مشی سیاسی و مذهبی صفویان با کردها و دور نگهداشتن کردها از بطن حکومت به پاره ای واگرایی های سیاسی و مذهبی در میان کردهای ایرانی دامن زد و از بازخوردهای آن، همان شورش قلعه دمدم است.

 

نبرد  دمدم:

امیر خان لپ زرین در مدت کوتاهی قلعه دمدم را در نهایت استحکام و وسعت کافی برای صیانت از مرزها بنا نمود و بعد از آن مردم روستاهای اطراف را به منظور در امان ماندن آنها از جنگ ها، در آن اسکان و داخل آنجا را از انواع آذوقه و نیازهای زندگی انباشته کرد و تفنگدارانی برای دفاع از قلعه گماشت.

زمانی که اخبار ساخت قلعه و استحکامات آن به همه جا رسید، بنابه به نوشته های اسکندرمنشی پیربوداق _والی تبریز و ولایات اطراف آن که طوطئه گر اصلی این حمله بر علیه کردها بود _افرادی را برای تحریک شاه عباس فرستاد وبه فریب و تزویر و بد نام جلوه دادن امیر خان اهتمام ورزید وساخت قلعه را حرکتی در جهت استقلال کردستان جلوه داد که منجر به تضعیف قدرت صفویه در شمال غرب ایران خواهد شد.

بدین منظور شاه عباس در نوامبر سال 1609 میلادی قلی خان را برای سرکوب کردها فرستاد که ناکام ماند وبعد از آن حاتم بیگ، وزیر اعظم خود را، برای سرکوب شورش فرستاد وجنگی نابرابر و تحمیل شده بین صفویان و کردها درگرفت. و لشکریان شاه عباس قلعه را محاصره می کنند.

در این جنگ نابرابر که بنابر روایت ها؛ گرچه درابتدا امیرخان هیئتی برای مذاکره با امراي صفوی مي فرستد، اما هم خود او وهم نزديکانش متوجه مکر و دروغ شاه عباس شده و مقاومت را بر تسليم ترجيح مي دهند و در مقابل انبوه لشکريان صفوي به مقاومت و مقابله می پردازند. لشکریان شاه عباس چندین بار به قلعه دمدم حمله بردند ولی به دلایل موقعیت خاص قلعه و جانفشانی های اهالی قلعه هربار با شکست مواجه می شوند. یکی از مشاورین شاه عباس به وی پیشنهاد می کند که به جای حمله باید قلعه نشینان را از فرت تشنگی و گرسنگی ناچار به تسلیم یا هلاک سازیم. شاه عباس بی درنگ این پیشنهاد را قبول می کند و در نزدیکی قلعه چادرمی زند. بعد از چند روز که منابع تامین غذای قطع می شود خبری از تسلیم یا مرگ امیر خان مکری و اطرافیانش نمی شود. شاه عباس کم کم از تصرف قلعه ناامید می شود تا اینکه یکی از درون قلعه نزد شاه عباس می آید و به آنها خیانت می کند و راه تسلیم شدن امیرخان وافرادش را به شاه عباس می گوید. وی به شاه عباس می گوید ساکنین قلعه برای چندین ماه غذا و خوراک دارند ولی تنها راه تسلیم آنان قطع آبی است که وارد قلعه می شود. بر اساس این پیشنهاد شاه عباس با راهنمایی های این فرد سرچشمه آب را کشف و از ورود آن به قلعه جلوگیری می کند. بعد از چند روز تحمل تشنگی، امیرخان واطرافیانش تا آخرین قطره خون خود می جنگند و در این راه شهید می شوند. در آخرين لحظات تصرف قلعه ، خاتون خان همسر امیرخان همراه با زنان ديگرخود را از قلعه به پايين می اندازند تا گرفتار لشکریان نشوند. بعد از اتمام جنگ شاه عباس سر کسی که سر چشمه آب را به وی اطلاع داده بود را از تن جدا می کند.

 

تبعات شورش دمدم :

به دنبال شکست امیرخان، شاه عباس دستور قتل عام در برادوست و مکریان را داد و ایل ترک زبان افشار را در منطقه اسکان داد و بسیاری از قبایل کرد را به خراسان تبعید کرد و این دو امارت ماندند گرچه خیلی ضعیف تر شدند و امرای برادوست دو بار با صفویان نبرد کردند. در سال 1729 میلادی، نادر شاه افشار،یوسف پاشا حاکم عثمانی را در دمدم مغلوب کرد و دستور داد تا قلعه را ویران کنند.

بر خلاف شرح واقعه اسکندر بیگ و ادیب الشعرا که نبرد اول دمدم  را نتیجه خیانت و یاغی گری کردها حساب کرده اند در روایات شفاهی کردها، کارهای ادبی در تاریخ ها، این نبرد به عنوان مقاومت کردها در برابر سلطه بیگانه قلمداد شده است.

منبع: www.alimilan.blogfa.com


برای خواندن این مقاله با ترجمه کرمانجی بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.ronahiyadil.ir/kur/cand/73-keladimdim.html

اضافه کردن نظر

لطفا دیدگاه خود را به زبان فارسی بنویسید! از انتشار دیدگاه ها به غیر از زبان فارسی در این بخش معذوریم!
توجه: دیدگاه های فارسی در بخش فارسی و دیدگاه های کُردی در بخش کُردی منتشر می شود!


کد امنیتی
تازه کردن