فرهنگ کُردی

مصاحبه آژانس کُرد پرس با خواننده مشهور کُرد؛ جوان حاجو

مصاحبه اختصاصی کردپرس با جوان حاجو؛

آرزویم برگزاری کنسرت در کرمانشاه و سنندج است
آمدن به کردستان ایران و اجرای کنسرت در مهاباد، سنندج، کرمانشاه و حتی در تهران برای ایرانی ها، آرزو و خواسته دیرین من است. ولی تابحال کسی به بنده پیشنهادی دراین مورد نداده است.

جوان حاجو خواننده نامدار کرد که طلایه دار خیزشی کم نظیر در موسیقی کردی است. وی موسیقی اصیل کردی را به سبک فولک- راک می خواند و ایده های بدیعی در این زمینه ارائه کرده است. آقای حاجو خود نیز معترف است که در ابتدای راهش با مشکلات فراوانی روبرو بوده است اما اکنون وی این دوره را سپری کرده و به عنوان یکی از مطرح ترین هنرمندان کرد، شناخته می شود. خبرگزاری بین المللی کردپرس تصمیم گرفت تا گفتگوی با جوان حاجو ترتیب دهد. مشروح مصاحبه جوان حاجو با خبرنگار کردپرس به شرح زیراست:

 

 آقای حاجو اندکی از زندگیتان در سوریه و دوران کودکی و نوجوانیتان برایمان بازگو کنید؟

{می خندد}  آری بنده در سال 1957 هجری شمسی در روستای تربه سپی منطقه قامشلوی کردستان سوریه به دنیا آمدم. دوران کودکی خوبی داشتم، بازی با بچه ها، درس، فوتبال و خاطرات بسیار خوب. در روستای ما به غیر از کردها، سریانی ها نیز زندگی می کردند و ما زندگی و خاطرات خوشی داشتیم. روستای ما، روستایی کوچک و بسیار زیبا بود. دوران کودکی من نیز مانند هر کودک کرد دیگر گذشت. پس از آن در سال 1980 بعد از گرفتن لیسانس به آلمان رفته و شروع به خواندن موسیقی کردم ولی آنرا به اتمام نرسانده و شروع به کار در زمینه موسیقی کردم وتقریبأ از سال 1982 موسیقی، کار اصلی بنده گردید.

از کی به موسیقی علاقه مند شدید؟ چگونه مرزهای موسیقی سنتی را شکسته و به سبک های مدرن روی آوردید؟

در واقع بنده هیچ طرح، فکر و برنامه ای در این مورد نداشتم. وقتی در روستای تربه سپی بودم، ترانه های کردی علوی رادیوی دیاربکر را گوش داده و می خواندم، ساز می زدم و اشعاری را که خواهرم دلبر می نوشت را می خواندم. وقتی که به آلمان رفتم با 3 موسیقی دان آلمانی آشنا شدم که به بنده بسیار کمک کردند و بدون اینکه قصد ایجاد چنین سبکی را داشته باشم، بطور اتفاقی وارد این سبک از موسیقی شدم. در اصل زندگی در غربت و محیط جدید، تأثیر زیادی بر انسان می گذارد. موسیقی غربی در من تأثیر گذاشت و من شروع به گوش دادن موسیقی پاپ، جاز و راک اروپایی و آمریکایی کردم. بدون اینکه قصد ساختن آهنگ کردی پاپ، راک و جاز را داشته باشم، چیزی مخلوط از آنها را درست کردم. از آلات موسیقی مثل گیتار، درامز وباس گیتار در آهنگ هایم استفاده کردم. ولی در آغاز انتقادهای بسیار شدیدی از چنین سبکی، شباهنگ ها و آهنگ های جدید کردی بنده کردند. کردها آنرا دوست نداشتند و برایشان بسیار عجیب بود و می گفتند که شما به موسیقی کردی ضربه می زنید. برایشان چیز جدیدی بود. ولی بعدا جوانان کرد به آن علاقه مند شدند. مسأله اصلی این است که در وهله اول و از همه مهمتر، خود هنرمند نیزباید از کار خود راضی باشد که من راضی بودم. البته در آن زمان راضی بودم، چراکه در آن سن و سال، در 20 سالی ام، من آنطور فکر می کردم و درست هم بود، ولی اگر الآن بگویم که از آن سبک خوشم می آید فکر می کنم که درست نباشد. اما بعد از گذشت چندین سال، خدا را شکر، کردها به این سبک علاقه مند شدند. کردها نیز در حال پیشرفت در عرصه های مختلف هستند. با پیشرفت تکنولوژی جوانان کرد از آن سود جسته و در موسیقی کردی نیزاز آن استفاده کردند. موزیک دارای حد و مرز نبوده و نمی توان آنرا در مرزهای ملی محصور کرد. موسیقی مسئله ای بین المللی و بدون مرز است.

خیلی ها معتقدند که کارهای جوان حاجو در این اواخر، بیشتر از آنکه کردی باشد، بین المللی هستند، مثلأ آلبوم اوف را به عنوان کاری جهانی نام می برند. آیا این مسأله را می پذیرید؟ نگاه شما به این قضیه چگونه است؟

بله درست است، زمانی که ما شروع به درست کردن آلبوم اوف کردیم، به این فکر بودیم که همسایگان ما نیز اعم از فارس، ترک، عرب و آذری نیز به آن گوش بدهند و تنها محدود به کردها نباشد. چطور که ما به موسیقی آنها گوش می دهیم، آنها نیز به موسیقی ما گوش دهند. بعد از آن نیز گفتیم که اروپاییان نیز بتوانند از آن استفاده کنند و بدین صورت سبکی مختلط و جالب ایجاد شد که در آن تنوع خوبی وجود داشت.

آقای حاجو، در ایران شما را بیشتر با آهنگ دلکتمی می شناسند، اندکی درمورد فضای این کار و آلبوم آن برایمان بگویید.

بله، آهنگ دلکتمی مخصوصأ در میان کردها شهرت خوبی یافت و کار خوبی از آب درآمد. البته بیشتر درمیان جوانان کرد. بنده نیز خود را 10 سال پیش جوان حساب  می کردم و فکر نمی کنم، الآن بتوانم دوباره کاری بدان سبک را تولید کنم. هم اکنون نیز نمی دانم که چه آهنگی را ایجاد خواهم کرد، فکر می کنم این مسأله بیشتر به حالت روحی و روانی، وضعیت و روحیه ای که در آن قرار دارم، مرتبط است. در آن زمان، آنطور بود. بعدا ما آلبوم وه گر یعنی بازگشت را ساختیم که بطور کلاسیک بود؛ چراکه من دوست داشتم به آهنگ های قدیمی که خاطرات کودکی، جوانی، دوستانم، قامشلو و روستایمان را تداعی می کرد برگردم. بنده بیشتر براساس روحیه و حالتی که در آن قرار دارم، کار می کنم. از اینکه بعد از این چه سبک و شیوه ای پیش بیاید را نیز نمی دانم.

اگر چند شاخه اصلی زبان کردی را کرمانجی، سورانی، هورامی و زازاکی در نظر بگیریم، به نظر شما چرا موسیقی کرمانجی در سطح پیشرفته تری از لهجه های دیگر عمل می کند، ما می بینیم که آثار موسیقی سورانی و هورامی یا بیشتر سنتی هستند و یا نهایتا به سبک پاپ ختم می شوند، اما در کرمانجی شاهد ظهور هنرمندان بزرگی هستیم که راک، جاز و بسیاری از سبک های مدرن غربی را به خوبی عرضه می کنند. دلیل این پیشرفت کرمانجی چیست؟

چه بگویم، از دید بنده همه سبک های موسیقی لهجه های کردی اعم از کرمانجی، سورانی، هورامی و زازاکی جالب، دلنشین و قشنگ بوده و همگی آنها عالی هستند. هر یک از آنها دارای ویژگی های خاص خود می باشند. به نظر بنده باید موسیقی دارای سبک های مختلف و متنوع باشد. مثلأ در موسیقی ترکی ما شاهد تنوع جالبی اعم از سنتی، پاپ، جاز و راک هستیم که جلوه خاصی به آن داده است. موسیقی کردی نیز باید دارای همین خصوصیت باشد و تنها محدود به آهنگ های کلاسیک نگردد. باید آثار جدید تولید گردند. کردها نیز باید به موسیقی همسایگان خود گوش دهند چراکه ما نیز جزیی از این دنیا هستیم. ما شاهد این هستیم که موسیقی کردی با وجود همه محدودیت و ممنوعیت های مختلف و با توجه به امکانات بسیار محدودش، توانسته است جایی برای خود در دنیا باز کرده و به سطح بسیار خوبی برسد. هرچند که زمانی موسیقی کردی دربخشهایی از مناطق کردنشین با محدودیت روبرو بوده، زبان کردی در ترکیه ممنوع شده و ظلم و ستم وسیعی به میلیونها کرد، بدون اینکه مرتکب هیچ گناهی شده باشند، روا شده، اما بازهم نتوانستند  آنرا از بین ببرند و بالعکس موسیقی کردی توانست در میان همسایگان و دنیا جایگاه ویژه ای یابد. بنده بسیار خوشحال هستم که ترکها، اعراب و فارس زبانان نیز موسیقی کردی را گوش می دهند. مثلأ گاهی اوقات که بنده به استانبول می روم و می بینم که حتی ترک ها نیز به بنده ابراز علاقه کرده، خوش آمدگویی کرده و می گویند که سبک شما بسیار جالب است، در واقع این امر باعث خرسندی بنده است. از نظر من همه هنرمندان کرد خدمت بزرگی به موسیقی کردی نموده اند. هر کسی به اندازه خود کار کرده و بنده از همه آنها تشکر و قدردانی می کنم که به اندازه توانایی خود تلاش کرده اند.

به جز خودتان در میان کرمانج ها، کار کدام هنرمند را بیشتر می پسندید؟

بنده از تمامی سبک و شیوه های موسیقی کردی خوشم می آید و به آنها گوش می دهم. هر سی دی جدیدی که به بازار می آید را گوش داده و تعقیب می کنم. بنده آهنگ های قدیمی و جدید را بررسی کرده و شیوه اجرای آنها را تجزیه و تحلیل می کنم. همه آنها زحمت کشیده و به موسیقی کردی خدمت کرده اند. اسامی هنرمندان خوب بسیار زیاد است وبنده احترام خاصی برای همه آنها قائل هستم. مثلأ کاراپت خاچو که بسیار جالب و جذاب در زمینه موسیقی کلاسیک، خدمت بزرگی ارائه داده است. البته موسیقی کردی بسیار وسیع تر و گسترده تر از آن می باشد که بتوان تنها به ذکر چند هنرمند بسنده کرد.

شما در ایران طرفداران زیادی دارید، آیا برنامه ای برای اجرای کار در کردستان ایران ندارید و در این زمینه اقدامی کرده اید؟

آمدن به کردستان ایران و اجرای کنسرت در مهاباد، سنندج، کرمانشاه و حتی در تهران برای ایرانی ها، برای بنده آرزو و خواسته ای دیرین است. ولی تابحال کسی پیشنهادی دراین مورد نداده است و نمی دانم که آیا دولت ایران اجازه چنین کاری را به من می دهد یا نه، من از وضعیت ایران خیلی آگاه نیستم. ولی اجرای کنسرت در کردستان ایران، برایم افتخار بزرگی است. کسی از من چنین درخواستی نکرده است. ولی بنده بسیار امیدوار هستم که چنین فرصتی برایم پیش بیاید. همانطور که به شهرهای باتمان و دیاربکر کردستان ترکیه برای اجرای کنسرت رفتم، همانطور هم دوست دارم که به میان مردم در کردستان ایران نیز رفته و به آنها نیز خدمت کنم.

جوان؛ با وضعیت کنونی که سوریه دارد، آیا فکر می کنید که روزی بتوانید به سوریه برگردید و به روستایتان تربه سپی سفر کنید؟

حتمأ، چطور نمی خواهم، این نیزیکی دیگراز آرزوهای  بنده است که همیشه در فکرش هستم. من نیز مانند میلیونها کرد دیگر خواستار حق و حقوقی مساوی با ملت های دیگر منطقه هستم. امیدوارم که چنین وضعیتی پیش بیاید و بنده نیز به وطنم بازگردم. ما دیدیم که در قرن اخیر ظلم و ستم فراوانی به مردم کرد گردید ولی این مسأله باعث ازبین رفتن کردها نشد. امیدوارم که حق کردها به آنها داده شود. ما می بینیم که کردها جنگ و درگیری نمی خواهند وبه کسی حمله نمی کنند بلکه این گروه تکفیری داعش است که به کردها در کوبانی، شنگال و اقلیم کردستان حمله کرده و قتل عام کرده و کردها را مجبور به دفاع از سرزمین خود کرده است. کردها به هیج وجه جنگ و خونریزی را نمی خواهند. امروز ما می بینیم که اقلیم کردستان عراق برعلیه داعش موفقیت های بسیاری به دست آورده است. ما در کردستان سوریه نیز شاهدیم که بیشتر مناطق کردنشین به دست کردها افتاده و در کوبانی نیز ما شاهد دفاع بی نظیری هستیم.

روابط شما با احزاب کردی چگونه است؟ با پ.ک.ک و یا پ.ی.د و دیگر احزاب کردی.....

بنده به همه احزاب کردی احترام گذاشته و با همه آنها در ارتباط هستم ولی بنده عضو یا طرفدار صرف هیچ حزب خاصی نمی باشم. بنده کرد هستم، هنرمند مردم خود بوده و تنها برای یک حزب کار نمی کنم. بنده برای همه کردها کار می کنم. مسأله ما مسئله مردم کرد است و باید براین اساس نیز حل شود. احزاب کردی باید با هم کار کنند چراکه خاورمیانه در حال تغییر و تحول اساسی است. ما نیز باید بر اساس این تحولات عمل کنیم.

به نظر شما چرا هنرمندان کرد را مجبور می کنند که در دایره احزاب فعالیت کنند. چرا هنرمند حزبی، محبوب می شود و هنرمندی که زیر بار افکار احزاب نرود را سعی می کنند منفور کنند؟ آنچه که بر سر شوان پرور آمد را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من این کار درستی نبوده و احزاب نباید اینگونه عمل کنند و باید خود را از این تفکر دور نگه دارند. هنرمند نباید مختص به حزب خاصی باشد بلکه باید در خدمت مردم باشد. به نظر من تنها به هنرمند خاصی ظلم و ستم نشده است، بلکه به همه هنرمندان ظلم شده است. هنرمند باید آزاد بوده و برای همه مردم کار کند. حقیقت این است که احزاب بعد از 40-50 سال، دیگر نخواهند ماند، خواهند رفت و فقط مردم خواهند ماند. مهاباد خواهد ماند، قامشلو، سلیمانی، آمد، دجله و فرات، جودی و آگری، ترانه های ما، آداب و رسوم ما، اشعار ما و میهن دوستی ما خواهند ماند. هنرمند باید دوستدار ملت، سرزمین و آزادی مردم خویش باشد نه اینکه از حزب خاصی پیروی کند.

جگر خون، قدری جان، دلبر حاجو و بطور کلی زن چه نقشی را در کارهای شما ایفا می کنند؟

بله همه شخصیت های فوق در بنده تأثیر گذاشته و هم اکنون نیز اثرگذارند. در ابتدا بنده با اشعار خواهرم دلبرسپس اشعار استاد جگرخوین و قدری جان شروع به کار کرده و از آنها بسیار زیاد سود جستم. پسر عمویم گوران حاجو نیز که در اسلو زندگی می کند تأثیر زیادی در کارهایم داشته و همگی آنها به بنده کمک خیلی زیادی کرده اند و بنده از همه آنها تشکر و قدردانی می کنم.

آینده موسیقی کرمانجی را چطور می بینید؟ آیا کسی را می شناسید که به شکل حرفه ای سبک کاری شما را ادامه بدهد؟

صد در صد کسانی خواهند بود که این کار را به خوبی انجام دهند. همانطورکه ما از گذشتگان خود بهتر کار کردیم، کسانی نیز خواهند آمد و این سبک موسیقی را بهتر از ما ارائه خواهند داد.

و در آخراینکه، ماموستا هژار در خاطراتش نوشته که در دوران آوارگی به منزل حاجو آغا در روستای تربه سپی رفته و مهمان آنها شده، آیا شما وی را به خاطر می آورید؟

درست است شاعر مشهورما کردها، ماموستا هژار به روستای ما تربه سپی آمده ولی بنده در آن زمان نمی دانم به دنیا آمده بودم یا نه. پدر و عمویم در مورد ایشان برایمان صحبت می کردند. بنده یکی از شعرهای بسیار جالب وی را نیزخوانده ام. بنده احترام بسیار خاصی برای ایشان قائل هستم.

در پایان اگر سخنی باقی مانده است بفرمائید؟

بنده از کردپرس بسیار تشکر می کنم که این فرصت را به بنده دادند که نظراتم را بیان کنم. از طرفداران خود نیز تشکر و قدردانی می کنم و امیدوارم که فرصتی پیش بیاید که بتوانم در کردستان ایران در مهاباد، سنندج و کرمانشاه نیز در خدمت آنها باشم.

 

مصاحبه کننده: حمد عدالت اومویی میلان

 


 

منبع:  http://kurdpress.com/Fa/NSite/FullStory/News/?Id=78139#Title=%0A%09%09%09%09%09%09%09%09%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%85%20%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%20%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%20%D9%88%20%D8%B3%D9%86%D9%86%D8%AF%D8%AC%20%D8%A7%D8%B3%D8%AA%0A%09%09%09%09%09%09%09

نظرات  

 
0 #1 چوپانی 1395-04-07 00:13
با سلام خدمت حمد عدالت

لطفا ایمیل یا آدرسی اگر داری برام بفرست

بهروز چوپانی - اردبیل
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر

لطفا دیدگاه خود را به زبان فارسی بنویسید! از انتشار دیدگاه ها به غیر از زبان فارسی در این بخش معذوریم!
توجه: دیدگاه های فارسی در بخش فارسی و دیدگاه های کُردی در بخش کُردی منتشر می شود!


کد امنیتی
تازه کردن